تبليغاتX
Iran Download - ايران دانلود - یک شب در جنگل
 
سلام بالاخره تونستم به لپ تاپ مری و موری نفوذ کنم و دفترجه خاطرات الکترونیکی شون رو کش برم همراه با یک کلیپ از جنگل نوردیشون , مری و موری یه شب در شیراز با هم رفته بودند شکار....
عجب کمپیbig grin
 
کلیپ هم با فرمت SWF با حجم کمتر از 6 مگابایت در اخر خاطرات موری گذاشتم یادتون نره دانلود کنید
 
 
 
camp
 
 
 
حدود یک سال قبل بود,خیلی زود گذشت, ولی اون شب به اندازه ۱۰۰ سال طول کشید یادش بخیر مری با اینکه خیلی اذیتم کرد و با شوخی خرکی هاش پدر منو دراورد ولی باز هم خاطره های خوب اون شب رو نمیشه نادیده گرفت البته منم خیلی پوست کلفت هستم , با یه همچنین زن خل وضعی ادم تا این حد دوام بیاره و بلایی سرش نیاد خیلیه, شانس نداریم که همه زن دارن ما هم زن داریم مری نگو بلا بگو میکرب میکربا بگو,  اوایل که با مری عقد کرد بودم فکر میکردم خانمم روان شاد تشریف دارن ولی یه کم که گذشت و با خصوصیاتش بیشتر اشنا شدم دیدم نه بابا این ذاتآ خل وضعه و بیچاره تقصیری نداره با اینکه ۲۴ ساعته میشینه پای اینترنت و با پسرا چت میکنه ولی بهش چیزی نمیگم, خدارو چه دیدید شاید یکی از این پسرا چنان بلایی سرش بیاره که دیگه دست از این اتیش پارگی و خل وضعی برداره و عاقل بشه, خلاصه دست بالای دست زیاده, تازگیا رفتم تو فکریه چیزایی, ۲-۳ شب پیش میخواستم یه نی نی درست کنمbig grin که هم سر فرزانه (دختر خنگولم) گرم بشه هم این زن خل وضعم یکم بیشتر سرش گرم شه و دست از این اتیش پارگی برداره و انقدر مردم ازاری نکنه ولی بعد  پشیمون شدم ترسیدم این یکی بچمم منگل در بیاد خلاصه اینم از شانس ما.....
راستی داشتم از اون شب میگفتم ۱ سال پیش بود من و مری اون سال شیراز بودیم و فرزانه هم داشت با پریز برق بازی میکرد ۲ تا سیم برق لخت از کنار پریز اومده بود بیرون و فرزانه نمیدونم به چه علت از این سیم های برق خوشش اومده بود و داشت باهاشون بازی میکرد منم جلوشو نگرفتم چون میدونستم از این شانسا نداریم که! یا به عبارتی بادنجون بم افت نداره خلاصه صداها و نور های عجیب غریبی از سمت پریز برق میومد صدایه جرقه برق ولی مگه چیزیش میشد این منگل خاک بر سر, به باباش رفته پوست کلفته این دختر ما هم, ای روزگار میبینی شانس مارو این از زن خل وضعم اینم از این دختر منگل اه اه اه
اینا به درک دوستا و دخترای فامیلمونم همینطورآ مثلآ این یگانه, انقدر این دختر لوس و بچه ننس که ادم حالش از هرچی دختره بهم میخوره  ایش ش ش
 
اه بازم از موضوع دور شدیم اره خلاصه اون شب  شیراز بودیم و هوا هم عالی, بالای پشت بوم دراز کشیده بودیم و هر کدوم داشتیم با یه چیزی ور میرفتیم من با ۴ تا بسته زر ماکارون ور میرفتم, مری هم داشت پسرای همسایه بغلی رو با یه چوب دراز اذیت میکرد و فرزانه هم که گفتم انگشتش رو تا بازو کرده بود تو پریز برقbig grin و داشت باهاش ور میرفت و دورو ورش پر بود از رعدو برق و جرقه,  هممون تو حال و هوای خودمون بودیم که یهو یه جرقه بزرگ خورد به نشیمنگاه فرزانه و از هوش رفت, باورتون نمیشه من و مری چنان جیغی کشیدیم که سوسکای پشت بوم همه پشم و کرکشون ریخت سریع به هم یه نگاه کردیم و با خوشحالی رفتیم سر وقت کوله پشتی هامون , چادر و هرچی که لازم بود رو برداشتیم, بهترین فرصت بود, راستش  این دختر هرکار که میخوایم بکنیم و هرجا که میخوایم بریم  وبال ادم میشه و همه جا میخواد با ادم بیاد (حتی دشویی) خلاصه فرصت خوبی برای منو مری پیش اومده بود و باید نهایت استفاده رو میکردیم وسایل رو که برداشتیم حرکت کردیم به سمت جنگل, راستش من بعد از بازگشت مری از لندن و اجرای اون کنسرت بزرگ دوباره پشم بند شدم و پشمم دیگه در نمیومد و طبق بررسی هایی که با مری انجام دادیم قرار شد شب ها بریم شکار,  و پشم های حیوون های زبون بسته رو شکار کنیم و صادرشون کنیم انگلستان,  البته چند باری هم توسط شکاربان ها دستگیر شدیم و فقط یه بارش چون تو زمستون پشم های حیوونارو شکار کرده بودیم و حیوونا سردشون شده بود برخورد شدیدی با ما شد و کلی جریمه دادیم راستی اخرین باری که شکاربانا دستگیرمون کردن از بیرون چادر از ما فیلم هم گرفتند که من تونستم اون تکه فیلم رو با دادن رشوه ازشون بگیرم اون شب با تمام بلاهایی که مری خل وضع سرم اورد باز یه شب پر خاطره برای منه, خاطره ها و هیجان ها, یادش بخیر.......
و در اخر برای همتون دعا میکنم تا گرفتار زن نا اهل نشید که خیلی سخته هنوز هم بخاطر بعضی کاراش درد دارم و هنوز خوب نشده جای شوخی خرکی هاش......
 
 
  
 
  Download   5.41 MB  
 
 
_____________________________________
 
 
 
 
Download   5.41 MB 
 
Download   5.41 MB 
 
Download   5.41 MB 
 
Download  5.41 MB 
 
Download   5.41 MB 
 
 
  
کپی برداری با ذکر منبع    http://www.mpesarak.co.cc   بلامانع است
 
+ نوشته شده توسط نوید در شنبه 28 اردیبهشت1387 و ساعت 10:49 PM |
Google